هر کجا هستم باشم.اسمان مال من است.پنجره.فکر.هوا.عشق.زمین مال من است

در دل خسته ام چه میگذرد؟

این چه شوری است باز در سر من؟

باز. از جان من.چه میخواهند؟

برگهای سپید دفتر من؟

من به ویرانه های دل.چون بوم

روزگاری است های وهو دارم.

ناله ای دردناک و روح گداذ

بر سر گور ارزو دارم

این خطوط سیاه سر در گم

دل من.روح من.روان من است

انچه از عشق او رقم زده ام

شیره جان ناتوان من است

سوز آهم اثر نمی بخشد

دفتری را چرا سیاه کنم؟

شمع بالین مرگ خود باشم

کاهش جان خود نگاه کنم

بس کنم این سیاهکاری.بس!

گرچه دل ناله میکند.((بس نیست!))

برگهای سفید دفتر من

از شما رو سیاهتر کس نیست...

+ نوشته شده در  سه شنبه پنجم اردیبهشت ۱۳۸۵ساعت 20:5  توسط شیرین | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو وبلاگ
عناوین مطالب وبلاگ
درباره وبلاگ
لهی توفیقم ده که بیش از طلب همدردی ، همدردی کنم .
پیش از آنکه مرا بفهمند ، دیگران را درک کنم .
پیش از آنکه دوستم بدارند ، دوست بدارم .
زیرا در عطا کردن است که می ستانیم و در بخشیدن است ،
که بخشیده می شویم ودر مردن است ، که حیات ابدی می یابیم

نوشته های پیشین
اردیبهشت ۱۳۸۸
فروردین ۱۳۸۷
شهریور ۱۳۸۶
فروردین ۱۳۸۶
شهریور ۱۳۸۵
خرداد ۱۳۸۵
اردیبهشت ۱۳۸۵
فروردین ۱۳۸۵
اسفند ۱۳۸۴
بهمن ۱۳۸۴
دی ۱۳۸۴
آذر ۱۳۸۴
آبان ۱۳۸۴
پیوندها
پری ناز
نونا
سیب سرخ
محبوبه
خودمونی
و خداوند عشق را افرید...
خوابگرد
لیمو ناز
پرنده مهاجر
پدر گمشده
پسران تنها و غریب..
عصیان نسل جوان..
هجوم تنهایی
ستاره غریبه
غم دنیا رو نخور...
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM